أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
236
تجارب الأمم ( فارسى )
به آن حساب ، و اينكه بابت بهاى آن خانه ، به بيت المال پرداخت شده است ، گواهى مىداد ، رسيد مسئول بيت المال نيز ديده شد . سپس به اشكال دوم پرداختند : و آن چنين بود كه بابت يك چهارم ماهيانه سپاهيان هارون بن غريب ، درمهايى پرداخت شده كه بهاى آنها هر شانزده درم [ به جاى ده درم ] يك دينار بوده است [ 1 ] . و اين كسر صرافى در حقوق ايشان به حساب نيامده است . پس [ شيرزاد ] بابت اين كسر حساب در مدت دبيرى براى هارون ، بيست و اند هزار دينار بدهكار مىشود . چون تصفيه حسابها را بيرون آوردند ، ديدند كه گهبذ نيز آنچه در اين راه پرداخته درم حساب كرده و چيزى براى كسر صرافى آن به حساب نياورده است . دبير ابن شيرزاد پاسخ داد كه فرق * صرافى در هر تصفيه حساب براى هارون ابن غريب از اصل مال كسر شده است كه در پس ماندههاى آن منعكس شده است ، و چون آنها را نيز بيرون آوردند سخن او را درست يافتند . چون اين دو اشكال كه بزرگترين اشكالها بود پوچ درآمد ، ابو يوسف و محمد بن جنى برخاسته ابن شيرزاد نيز به همراه ايشان برخاست . هارون به نزد او آمده گفت : اين دبير نادان من آبروى مرا ريخت ، خداوند او را زشت داراد ، من نيز با بر كنارى تو بر خود ستم كردم ، ليكن هر گاه تو براى ديگرى كار كنى چنين و چنان خواهم كرد ، و او را تهديدها نمود . ابن شيرزاد به نزد على بن عيسى رفته آن را گزارش نمود ، و همين آغاز توجه على بن عيسى به وى شد و اين داستان در ميان دبيران پخش گرديد . نيز در اين سال نامهء فارقى از بصره رسيد كه : سپاه انبوه قرمطى در نزديك دروازهء بصره ، سوى بيابان ، ديده شدهاند كه به سوى كوفه مىرفتند ، پس مقتدر به مونس مظفر نوشت كه به بغداد باز گردد . او بخشى از سپاه را به مرز [ روم ] فرستاد و
--> [ ( 1 - ) ] M : چند گونه غش در عيار نقره كه بهاى درم را پائين مىآورد ، در خ 5 : 286 نيز ديده مىشود .